دو کشور ایران و پاکستان جایگاه بسیار راهبردی در ژئوپلیتیک آسیای جنوبی داشته و این موقعیت خاص می تواند با اتخاذ یک رهیافت جدید همکاری و فاصله گرفتن از رهیافت سنتی رقابت محور، ضمن حفظ منافع هر دو طرف، با هم افزایی نقاط قوت آنها، ارزش افزوه بسیار بیشتری را به ارمغان بیاورد.
تین نیوز |
اکبر خدائی :
منطقه آسیای جنوبی، مرکزی و غرب آسیا در مرکزیت تحولاتی قرار دارند که بازیگران آن تلاش دارند جایگاه شایسته خویش را در گرماگرم رقابت ها در آن تثبیت نموده و منافع بلند مدت خود را تامین نمایند.
در این میان دو کشور ایران و پاکستان جایگاه بسیار راهبردی در ژئوپلیتیک آسیای جنوبی داشته و این موقعیت خاص می تواند با اتخاذ یک رهیافت جدید همکاری و فاصله گرفتن از رهیافت سنتی رقابت محور، ضمن حفظ منافع هر دو طرف، با هم افزایی نقاط قوت آنها، ارزش افزوه بسیار بیشتری را به ارمغان بیاورد.
به نظر می رسد جغرافیا، منافع ژئواکونومیک و حتی برخی ناپایداری های سیاسی منطقه ای، به شکلی طبیعی زمینه ساز تقسیم کار میان این دو بندر اقیانوسی هستند.
در رهیافت پیشنهادی همکاری محور، تصویری عملیاتی تر از نحوه تعامل و تقسم کار برد-برد قابل ارایه می باشد:
1- تقسیم کار بر اساس مبدأ و مقصد:
به نظر نگارنده این مدل، مدلی منطقی و پایدار برای همکاری دو بندر می باشد.
گوادر؛ دروازه آسیای شرقی و چین:
نقش: دریافت کالاهای تجاری از چین و شرق آسیا که مقصدشان آسیای مرکزی، قفقاز، ترکیه و عراق است
مسیر: کشتی در گوادر پهلو می گیرد؛ کالا از مسیر جاده ای/ ریلی (آینده) از پاکستان به سمت ریمدان/ چابهار به شمال ایران ترانزیت می شود؛ سپس از مسیر دریای خزر یا از مسیر جاده ای به سمت به قفقاز، روسیه آسیای مرکزی، ترکیه و عراق می رود. همچنین کالاهای کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز از این مسیر و با کمترین ریسک امنیتی و سیاسی به مقاصد ثالث ترانزیت می شوند.
مزیت: گوادر نقش هاب دریافت و ایران نقش کریدور عبور.
چابهار؛ دروازه هند، افغانستان و آسیای مرکزی:
نقش: دریافت کالاهای تجاری از هند، چین (منطقه شرقی) و جنوب شرق آسیا که مقصدشان افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان (از مسیر افغانستان) و یا شرق ایران است.
مسیر: کشتی در چابهار پهلو می دهد؛ کالا از طریق جاده ای / ریلی چابهار زاهدان (در آستانه تکمیل) مستقیماً به مرز میلک، شمتیغ، دوغارون، سرخس و ،لطف آباد، اینچه برون، آستارا، انزلی، نوردوز و .. ارسال می شود.
مزیت: این مسیر، دسترسی کشورهای پیرامون و خشکی بست را به بازارهای آسیای جنوب شرقی و جنوبی از جمله پاکستان و هند را بدون مخاطرات ناشی از بی ثباتی های منطقه ای را فراهم می کند. چابهار در اینجا نقش دروازه انحصاری خشکیِ شرق ایران را بازی می کند.
۲. تقسیم کار بر اساس نوع و حجم کالا:
این مکمل بودن فراتر از مبدأ و مقصد کالا، به ماهیت محموله ها هم می تواند تسری یابد:
گوادر می تواند هاب ترانسشیپمنت کانتینری منطقه شود.
گوادر می تواند با ایجاد سردخانه های صنعتی، حلقه مهمی در زنجیره سرد برای صادرات کالاهای کشاورزی پاکستان از طریق مسیرهای ایران به روسیه، آسیای مرکزی و قفقاز را تکمیل نماید.
چابهار می تواند هاب واردات و صادرات کالا، غلات، مواد غذایی و کمک های بشردوستانه باشد. چابهار با اسکله های اختصاصی می تواند مسیری پایدار و امن برای کشورهای آسیای مرکزی و افغانستان برای این نوع کالاست.
همچنین چابهار می تواند نقش هاب صادرات مواد فله خشک و معدنی (سنگ آهن، زغالسنگ) افغانستان و شرق ایران را بر عهده بگیرد. با اتصال ریلی آینده چابهار به زاهدان، این نقش براحتی در دسترس خواهد بود.
۳. منطقه آزاد مشترک (Joint SEZ)؛ قلب همکاری واقعی:
ایجاد یک منطقه آزاد مشترک، یک گزینه راهبردی تلقی می شود. این منطقه می تواند در ناحیه مشترک مورد توافقی در مرزی ایران و پاکستان (برای مثال ریمدان – گبد) ایجاد شود و از قوانین مشترک سرمایه گذاری برخوردار باشد. این منطقه می تواند کارکردهای مختلفی بشرح ذیل داشته باشد:
کارکرد صنعتی: مواد خام یا صنعتی از مناطق پیرامونی به این منطقه مشترک وارد می شوند و پس از فراوری یا مونتاژ به بازارهای هدف (ایران، پاکستان، ترکیه، آسیای مرکزی و قفقاز و روسیه) صادر می شوند. مثلاً مونتاژ موبایل و لوازم خانگی چینی برای بازارهای منطقه می تواند در این منطقه انجام شود.
کارکرد لجستیکی: انبارهای مشترک در این منطقه ایجاد می شوند تا کالای چینی که از گوادر آمده، بتواند بدون تشریفات گمرکی جدید، با کالای هندی که از چابهار رسیده، تجمیع شده و یکباره به مقصد قفقاز یا ترکیه بارگیری شود.
مزیت کلیدی: یکی از کارکردهای چنین منطقه مشترکی، کاهش نگرانی های سیاسی امنیتی می باشد. حضور بازیگری مثل چین در این منطقه می تواند اعتماد میان دو همسایه را تقویت نموده و سایر بازیگران را به حضور در آن ترغیب نماید.
جمع بندی: معماری نهایی کریدور مکمل:
شاید بتوان روزی را تصور کرد که یک کانتینر از شانگهای به مقصد باکو حرکت می کند: در گوادر تخلیه می شود، از مرز ریمدان عبور می کند و پس از عبور از مسیرهای ریلی و جاده ای ایران و یا پس از فرآوری مجدد در منطقه آزاد مشترک همراه با محموله های هندی که از چابهار آمده، هم مسیر می شود و به سمت آستارا رفته و از آنجا به باکو می روند.
این مدل پیشنهادی تلاش دارد رقابت ژئوپلیتیکی چین-پاکستان و هند ایران را به یک همزیستی اقتصادی تبدیل کند که در آن گوادر و چابهار به جای رقیب، دو پرده از یک بندرگاه عظیم منطقه ای خواهند بود.
* کارشناس حوزه دیپلماسی حمل و نقل
بلاگ خبری مکران آریا دریا








