تنگه باب المندب یکی از حیاتیترین شریانهای تجارت جهانی است که اقیانوس هند و دریای سرخ را به هم متصل میکند. این تنگه گذرگاهی کلیدی برای جابجایی کالا و انرژی بین آسیا و اروپا محسوب میشود. اهمیت آن در کوتاهی و کارآمدی برای تجارت بینالمللی، بهویژه کشورهای صنعتی بزرگ نهفته است که به عرضه بیوقفه مواد اولیه و محصولات تولیدی وابسته هستند.
براساس برآوردها درصد زیادی از تجارت جهانی از این تنگه عبور میکند و یکی از مسیرهای اصلی انتقال نفت و گاز از منطقه خلیج فارس به بازارهای اروپا است. بنابراین، هرگونه اختلال در ناوبری از طریق این تنگه نه تنها بر یک منطقه خاص تأثیر میگذارد، بلکه به کل اقتصاد جهانی گسترش مییابد.
حساسیت بازار به اختلالات احتمالی
به باور کارشناسان، تنگه باب المندب را نمیتوان به عنوان یک آبراه معمولی در نظر گرفت؛ بلکه این تنگه یک عنصر محوری در سیستم تجارت جهانی است و هرگونه اختلال در عملکرد آن مستقیماً بر هزینههای حملونقل و قیمت کالاها و انرژی تأثیر میگذارد. بازارهای جهانی نسبت به هرگونه تهدید نسبت به این آبراه، اگر واقعاً هم انجام نشود، حساس هستند، زیرا صرف احتمال اختلال منجر به تغییرات فوری قیمت میشود.
نشانههای اولیه این حساسیت از قبل پدیدار شده است، به طوری که قیمت نفت به محض تشدید تنشها به سرعت افزایش یافت، زیرا هزینههای بالاتر حملونقل و افزایش نرخ بیمه کشتیها را به همراه دارد. این امر نشان دهنده ماهیت بازارهای جهانی است، یعنی به همان اندازه که تحت تأثیر رویدادهای واقعی قرار میگیرند، به انتظارات آینده نیز حساس هستند.
زمان و هزینه سوخت برای مسیرهای جایگزین
اگر این وضعیت به اختلال واقعی در ناوبری منجر شود، جایگزین اصلی برای کشتیها، دور زدن دماغه امید نیک در آفریقای جنوبی خواهد بود. این مسیری بسیار طولانی زمان سفر دریایی را ۱۵ تا ۲۰ روز افزایش میدهد و مستلزم مجموعهای از هزینههای بیشتری است که از افزایش مصرف سوخت شروع و به هزینههای عملیاتی و بیمه بالاتر ختم میشود.
در واقع، افزایش مدت سفر دریایی به این شکل به معنای مصرف بیشتر سوخت است، به ویژه با توجه به افزایش قیمت جهانی آن که هزینههای حملونقل را دو برابر میکند. هزینه اجاره کشتیها نیز روزانه محاسبه میشود و بنابراین هرگونه افزایش در مدت سفر مستقیماً به افزایش هزینهها منجر و در نهایت در قیمت کالاها منعکس میشود.
این تأثیرها محدود به هزینههای حملونقل نیست، بلکه به زنجیرههای تأمین جهانی نیز گسترش مییابد که به دقت زمانبندی در عملیات حملونقل و تحویل وابسته هستند. تأخیر در رسیدن محمولهها احتمالاً خطوط تولید را در بسیاری از صنایع، به ویژه در کشورهای وابسته به واردات مواد اولیه، مختل میکند.
اختلال در زنجیرههای تأمین جهانی
به باور کارشناسان، اختلال در زنجیرههای تأمین میتواند منجر به تکرار سناریوهای آشفته در طول همهگیری کرونا شود، که تنگناهای لجستیکی منجر به کمبود کالاها و افزایش بیسابقه قیمتها شد.
افزایش هزینههای حملونقل و بیمه، همراه با افزایش قیمت انرژی، عوامل دیگری هستند که بر نرخ تورم جهانی فشار میآورند. با افزایش هزینه ترانزیت کالا، این افزایش به مصرفکننده نهایی منتقل و منجر به افزایش کلی قیمتها میشود.
انتظار میرود اروپا و آسیا به دلیل وابستگی شدید به این مسیر تجاری، بیشترین تأثیر را از این سناریو بپذیرند؛ کشورهای اروپایی به واردات انرژی از منطقه خلیج فارس، و کشورهای آسیایی به صادرات محصولات خود به بازارهای اروپا از طریق این کریدور وابستهاند.
از همین روی، هرگونه اختلال در این روند منجر به کمبود کالا در بازارهای اروپا خواهد شد، در مقابل کاهش صادرات آسیا باعثعدم تعادل در بازارها شده و به افزایش قیمتها منجر میشود.
احتمال افزایش شدید قیمت نفت و گاز
تأثیر این سناریو بر بازارهای انرژی را نمیتوان نادیده گرفت، زیرا باب المندب یکی از مسیرهای اصلی انتقال نفت و گاز است و اگر این گذرگاه مختل شود، احتمالا قیمت نفت به سطوحی بین ۱۳۰ تا ۱۵۰ دلار در هر بشکه افزایش یابد، به خصوص اگر همزمان با اختلالات در تنگه هرمز باشد.
بازارهای انرژی مستقیماً تحت تأثیر اختلال در مسیرهای دریایی قرار میگیرند، زیرا کاهش عرضه منجر به افزایش قیمتها میشود که آن نیز در هزینههای تولید و حملونقل بازتاب مییابد. افزایش قیمت سوخت در برخی موارد میتواند به نرخهایی بین ۲۰۰ تا ۲۵۰ درصد برسد که این امر بار سنگینی را بر دوش شرکتها و مصرفکنندگان وارد میکند.
این پیامدها تقریباً بلافاصله در بازارها ظاهر میشوند. به محض اینکه هزینههای حملونقل یا انرژی افزایش مییابد، قیمتها نیز افزایش یافته و این امر باعث تحمیل بار بر دوش مصرفکننده نهایی میشود.
تاثیر عدم قطعیت بر رفتار تجاری شرکتها
اگرچه براساس برخی برآوردها، بستن کامل تنگه باب المندب احتمالا از نظر فنی دشوار باشد، اما خطر واقعی نه در بستن کامل، بلکه در ایجاد بیثباتی است که منجر به تغییر رفتار شرکتهای کشتیرانی میشود. اغلب، شرکتها برای تغییر مسیر خود نیازی به بستن واقعی گذرگاه ندارند؛ زیرا سطح بالایی از ریسک یا هزینههای بیمه برای تصمیمگیری در مورد استفاده از مسیرهای جایگزین کافی است، که تقریباً از نظر هزینههای بالاتر و اختلال در تجارت منجر میشود.
به باور کارشناسان، اقتصاد جهانی نه تنها تحت تأثیر رویدادها، بلکه متأثر از انتظارات نیز قرار میگیرد، زیرا صرف تهدید به بستن خطوط دریایی برای ایجاد اختلال در بازارها کافی خواهد بود.
در مجموع، تنگه باب المندب نقطهای حیاتی در نظام اقتصادی جهانی است و هرگونه اختلال در آن میتواند منجر به مجموعهای از اثرات به هم پیوسته، از جمله افزایش قیمت انرژی، اختلال در زنجیرههای تأمین و افزایش تورم شود. بزرگترین چالش پیش روی اقتصاد جهانی، توانایی آن در مدیریت این شوکها و کاهش تأثیر آنها بر بازارها و مصرفکنندگان، در یک محیط اقتصادی بسیار نامطمئن است.
بلاگ خبری مکران آریا دریا








