در روزهایی که تنش های منطقهای دریاها را ناآرام کرده، «هزینه ریسک جنگ» دوباره به عنوان بازیگری پنهان اما تأثیرگذار وارد صحنه حمل ونقل دریایی شده است؛ هزینه ای که از بیمه تا کرایه حمل را دگرگون می کند و مسیر تجارت جهانی را تحتتأثیر قرار میدهد.
تین نیوز |
در بازار پرآشوب حمل ونقل دریایی، همیشه یک عدد ناپیدا وجود دارد؛ عددی که شاید در ظاهر فقط یک «سورشارژ» باشد، اما می تواند سرنوشت هزاران کانتینر، برنامه زمانی خطوط کشتیرانی و اقتصاد کشورهای وابسته به تجارت دریایی را تغییر دهد. این عدد همان هزینه ریسک جنگ یا War Risk Surcharge است؛ مفهومی که در لحظه های بحران، مثل موجی بلند، آرام و بی صدا بالا می آید و کل معادلات لجستیکی را تحت تأثیر قرار می دهد.
وقتی دریا، امن نیست
به گزارش تین نیوز، سال هاست که کشتیرانی جهانی با ریسک هایی مواجه است که ریشه در خشکی دارد؛ جنگ های منطقه ای، تهدیدهای امنیتی، دزدی دریایی و درگیری هایی که هر لحظه می توانند آب های بین المللی را ناامن کنند. هر زمان که منطقه ای وارد فهرست «مناطق پرریسک» کمیته جنگ لندن (JWC) می شود، بیمه گران نرخ بیمه جنگ را افزایش می دهند. اما این پایان ماجرا نیست.
خطوط کشتیرانی برای ورود به این مناطق، باید هزینه های اضافه تری پرداخت کنند: از بیمه جنگ گرفته تا تغییر مسیر، افزایش مصرف سوخت و حتی خطراتی که جان خدمه را تهدید می کند. نتیجه این شرایط، در نهایت به شکل یک «هزینه ریسک جنگ» روی صورتحساب صاحبان کالا ظاهر می شود.
هزینه ای که روی هر کانتینر سنگینی می کند
این هزینه ثابت نیست؛ مثل یک موج، بسته به شدت بحران بالا و پایین می شود.
در شرایط عادی تنها چند ده دلار؛ اما کافی است یک ناامنی در دریای سرخ یا تنگه هرمز رخ دهد، تا ناگهان این رقم به ۱۵۰ تا ۳۵۰ دلار برای هر کانتینر برسد. در برخی مناطق بسیار پرخطر حتی ارقام ۵۰۰ دلاری هم دور از ذهن نیست.
به همین دلیل است که فورواردرها و شرکت های حمل ونقل همیشه آخرین اطلاعیه های خطوط کشتیرانی را زیرنظر دارند؛ چون یک تغییر کوچک در شرایط امنیتی، می تواند قراردادهای بزرگ تجاری را بازنویسی کند.
چرا این هزینه مهم است؟
برای بسیاری از فعالان اقتصادی، این سؤال مطرح است: «این هزینه دقیقاً بابت چیست؟ چرا باید پرداخت شود؟»
پاسخ ساده است: ورود یک کشتی به منطقه جنگی، ریسک بزرگی برای شرکت حمل و بیمه گران است. این ریسک باید پوشش داده شود. این هزینه تضمین می کند که یک کشتی بتواند:
با بیمه کافی وارد منطقه شود،
مسیرش را ایمن تر انتخاب کند،
در صورت بروز حادثه، خسارت ها پوشش پذیر باشد.
در واقع، WRS همان سپر محافظ صنعت کشتیرانی است؛ سپری که اگر نباشد، بسیاری از خطوط کشتیرانی حاضر نمی شوند حتی یک مایل به آب های پرخطر نزدیک شوند.
ایران و ریسک جنگ؛ یک واقعیت ژئوپلیتیک
ایران به دلیل قرارگرفتن در چهارراه ژئوپلیتیک جهان، همواره در مرکز توجه خطوط کشتیرانی است.
آب های اطراف تنگه هرمز یکی از حساس ترین نقاط جهان است؛ بنابراین هرگونه افزایش تنش می تواند باعث شود خطوط کشتیرانی به سرعت هزینه ریسک جنگ را برای مسیرهای منتهی به بنادر جنوبی ایران اعمال کنند.
البته این هزینه همیشه اعمال نمی شود. اما حتی احتمال اعمال آن کافی است تا کسب وکارها در برنامه ریزی های وارداتی و صادراتی خود این ریسک را لحاظ کنند.
چه کسانی این هزینه را تعیین می کنند؟
برخلاف تصور عمومی، «هیچ دولت یا سازمان واحدی» این هزینه را تعیین نمی کند. سه بازیگر اصلی نقش دارند:
کمیته مشترک جنگ لندن (JWC) که مناطق پرریسک را اعلام می کند.
شرکت های بیمه دریایی که نرخ بیمه جنگ را بالا می برند.
خطوط کشتیرانی که بر اساس هزینه های عملیاتی و بیمه، سورشارژ را تعیین می کنند.
به همین دلیل است که میزان WRS میان خطوط مختلف متفاوت است.
هزینه ای که باید جدی گرفته شود
در دنیای امروز، امنیت مسیرهای دریایی دیگر یک گزینه لوکس نیست؛ بلکه بخشی جدایی ناپذیر از تجارت جهانی است. War Risk Surcharge شاید در نگاه نخست فقط یک عدد کوچک در یک پیش فاکتور باشد، اما برای صاحبان کالا، برنامه ریزان لجستیک و اقتصادهای وابسته به تجارت، تعیین کنندهٔ مسیر است.
وقتی روی دریا ریسک بالا می رود، این هزینه ها تنها رقم هایی روی کاغذ نیستند؛ بلکه روایتگر واقعیتی هستند:
«در تجارت جهانی، هیچ مسیری بدون هزینه امنیت طی نمی شود.»
بلاگ خبری مکران آریا دریا








