به گزارش مسیر اقتصاد رویترز در گزارشی تازه هشدار میدهد که هر طرح غرب برای محافظت از کشتیرانی در تنگه هرمز، ناچار با تجربه ناموفق دریای سرخ مقایسه خواهد شد. در دریای سرخ، عملیات مشترک غرب از اواخر ۲۰۲۳ آغاز شد و اروپاییها هم چند ماه بعد به آن پیوستند. با این حال، نتیجه نهایی این بود که با وجود سرنگونی صدها پهپاد و موشک، چهار کشتی غرق شدند و شرکتهای کشتیرانی همچنان عمدتاً از آن مسیر دوری میکنند. رویترز به نقل از یک تحلیلگر دریایی این وضعیت را «پیروزی تاکتیکی و عملیاتی، اما تساوی راهبردی یا حتی شکست راهبردی» توصیف میکند.
تنگه هرمز بسیار دشوارتر از دریای سرخ است
اهمیت این مقایسه در آن است که هرمز از بسیاری جهات از دریای سرخ پیچیدهتر است. منطقه خطر در اطراف هرمز تا پنج برابر بزرگتر از حوزه حملات حوثیها در بابالمندب است. افزون بر این، ایران برخلاف حوثیها یک نیروی حرفهای با کارخانههای تسلیحاتی، دسترسی به منابع مالی، پهپادهای ارزان، موشکها، مینهای شناور و ساحلی کوهستانی و نزدیک به آبراه در اختیار دارد. همین ویژگیها باعث میشود دفاع از کاروانهای کشتیرانی در هرمز بهمراتب دشوارتر از دریای سرخ باشد.
اسکورت نفتکشها، مأموریتی پرهزینه و فرسایشی
برای اسکورت تردد در هرمز ممکن است تا حدود دوازده ناو بزرگ مانند ناوشکن لازم باشد؛ آن هم با پشتیبانی هواپیما، پهپاد و بالگرد. مسئله فقط موشک نیست. در هرمز، شناورهای انفجاری سرنشیندار یا بیسرنشین، اخلال در سامانههای ناوبری، و بهویژه مینروبی، همگی همزمان باید مدیریت شوند. یک ناوشکن میتواند موشک را بزند، اما همزمان نمیتواند مین پاک کند، با قایقهای انتحاری مقابله کند و اختلال GPS را هم مدیریت کند.
جغرافیا به نفع ایران عمل میکند
جغرافیای هرمز هم یکی از عوامل اصلی دشواری عملیات است. در برخی نقاط، ساحل آنقدر به مسیر کشتیها نزدیک است که پهپادها میتوانند ظرف پنج تا ده دقیقه به کشتی برسند. همچنین برآورد میشود موشکها و پهپادهای سپاه در ساختمانها و غارهای امتداد صدها مایل ساحل پنهان شده باشند. این یعنی حتی اگر بخشی از توان ایران هم هدف قرار گیرد، از بین بردن کامل ظرفیت تهدید در زمان کوتاه آسان نخواهد بود.
بازار به بازگشایی سریع باور ندارد
همین واقعیت نظامی و جغرافیایی، دلیل اصلی بیاعتمادی بازار است. اختلال در هرمز بدترین اختلال تاریخ در عرضه نفت و گاز را رقم زده و تا وقتی آبراه باز نشود، کمبودها شدیدتر میشود و هزینه انرژی، غذا و بسیاری از کالاهای دیگر بالا میماند. هرمز محل عبور حدود یکپنجم عرضه جهانی نفت و گاز طبیعی مایع است و از همین رو، باز نشدن آن فقط یک مسئله حملونقلی نیست، بلکه به طور مستقیم به قیمت انرژی و تورم جهانی گره خورده است.
ترامپ هم با محدودیت سیاسی روبهروست
رویترز این بحران را فقط نظامی نمیبیند و به فشار سیاسی داخلی آمریکا هم اشاره میکند. ترامپ در آستانه انتخابات میاندورهای با رأیدهندگانی روبهروست که از تورم خسته شدهاند و حالا بنزین نزدیک به ۴ دلار در هر گالن را میبینند. در چنین شرایطی، هر عملیات طولانی، پرهزینه و ناموفق در هرمز میتواند هزینه سیاسی سنگینی برای کاخ سفید داشته باشد. همین محدودیت سیاسی باعث شده موضع ترامپ هم متغیر باشد: یک بار از اسکورت کشتیها توسط نیروی دریایی آمریکا حرف زده و بار دیگر گفته دیگر کشورها باید پیشقدم شوند.
غرب هنوز راهحل سریعی در اختیار ندارد
حتی خوشبینترین کارشناسانی گفتهاند ترکیبی از مینروبی، اسکورت نظامی و گشت هوایی میتواند در نهایت تردد را برگرداند، اما این کار ممکن است ماهها طول بکشد تا تهدید ایران فرسوده شود. به بیان دیگر، مسئله اصلی این نیست که آیا غرب در نهایت میتواند بخشی از کشتیرانی را به هرمز برگرداند یا نه؛ مسئله این است که این کار سریع، ارزان و بدون فرسایش نخواهد بود.
هرمز را نمیتوان تنها با الگوی دریای سرخ فهمید، چون اگر همان الگو هم در دریای سرخ جواب کامل نداده، در برابر ایران در هرمز کار دشوارتر خواهد بود. از این زاویه، بازار جهانی حق دارد به بازگشایی سریع هرمز خوشبین نباشد. تا وقتی این آبراه باز نشود یا دستکم اعتماد به امنیت آن برنگردد، جهش قیمت انرژی در سطحی بالا ماندگار خواهد بود.
منبع: رویترز
بلاگ خبری مکران آریا دریا








