تفاوت محاصره با بستن تنگه
برای درک درست تحولات، باید میان دو مرحله تمایز قائل شد که اغلب در هم میآمیزند. از ۹ اسفند تاکنون، ایران تنگه هرمز را در تلافی حملات ناجوانمردانه آمریکا و رژیم صهیونیستی بسته است؛ اما در همان حال، نفت خود را از همان مسیر صادر میکرد و از جهش قیمتها سود میبرد. محاصره آمریکا با هدف تغییر این معادله کلید خورده است: هدف، قطع همان صادرات نفتی ایران است که تاکنون ادامه داشته؛ فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرده که کشتیهای غیرایرانی متوقف نخواهند شد، اما کشتیهایی که به ایران عوارض پرداختهاند توقیف خواهند شد. بدین ترتیب، تنگه هرمز اکنون نه از یک سو، بلکه از دو سو تحت فشار است.
واکنش فوری بازارها؛ ترس با لحنی محتاطانه
در این میان قیمت نفت برنت بیش از ۸ درصد جهش کرد و از مرز ۱۰۳ دلار گذشت. از آغاز جنگ تحمیلی سوم علیه ایران، تاکنون، نفت آمریکا در مجموع بیش از ۵۵ درصد گران شده است. شاخصهای آسیایی یک درصد تا ۱.۲ درصد اُفت کردند و آتیهای داوجونز ۵۱۷ واحد کاهش یافته است. بازدهی اوراق دوساله خزانهداری آمریکا سه واحد پایه بالا رفته و احتمال کاهش نرخ بهره فدرال رزرو در ۲۰۲۶ کمتر شده است. با این حال و در مجموع واکنش بازارها نسبت به شدت خبر محدودتر از انتظار بود. برخی استراتژیستها معتقدند بازارها وارد مرحلهای شدهاند که در آن «ترس به قیمتگذاری تبدیل شده» و سرمایهگذاران بخشی از ریسکهای ژئوپلیتیکی را از پیش در قیمتها لحاظ کردهاند. ارزش طلا، اما برخلاف انتظار کاهش یافت؛ پدیدهای که تحلیلگران آن را به فروش طلا توسط بانکهای مرکزی بازارهای نوظهور برای تثبیت ارزهای ملیشان نسبت میدهند.
بزرگترین قربانی: آسیا
تحول امروز برای آسیا معنایی ویژه دارد. در سال ۲۰۲۴، ۸۴ درصد از محمولههای نفتی عبوری از تنگه هرمز به بازارهای آسیایی میرفت. چین یکسوم نفت خود را از این مسیر دریافت میکرد و با ذخایر استراتژیک محدود، آسیبپذیری خاص خود را دارد. بلومبرگ امروز گزارش داد که صادرات نفت عربستان سعودی به چین در ماه مه (اردیبهشت-خرداد) به نصف خواهد رسید؛ از ۴۰ میلیون بشکه در آوریل (فروردین-اردیبهشت) به حدود ۲۰ میلیون بشکه. این کاهش ناگهانی در شرایطی است که پالایشگاههای چینی پیشتر برای جبران کمبود به سراغ ذخایر استراتژیک رفته بودند. ژاپن نیز در موقعیت دشواری قرار دارد؛ این کشور ۷۰ درصد از نفت خاورمیانهای خود را از طریق تنگه هرمز دریافت میکند. کره جنوبی، هند و سنگاپور نیز هر یک به شکلی متفاوت آسیبپذیرند. آنچه محاصره آمریکا را از بستن ایرانی تنگه متمایز میکند این است که چین تاکنون میتوانست از گذرگاههای مجاز عبور کند؛ حال این امتیاز نیز در معرض پرسش قرار گرفته است.
زنجیره تأمین غذا؛ بُعد پنهان بحران
آنچه در میان اخبار انرژی کمتر دیده میشود، اختلال در زنجیره تأمین غذاست. منطقه خلیج فارس پیش از بحران حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد از صادرات جهانی اوره و ۲۰ تا ۳۰ درصد از آمونیاک جهان را تأمین میکرد. این مواد خام اصلی تولید کود شیمیایی هستند که اکثر مزارع نیمکره شمالی به آنها وابستهاند. برآوردها نشان میدهد قیمت کودهای شیمیایی در نیمه نخست ۲۰۲۶ به طور میانگین ۱۵ تا ۲۰ درصد بالاتر از سطح عادی خواهد بود. این اختلال در فصل کشت بهاره میتواند عملکرد محصولات کشاورزی را کاهش دهد و فشار تورمی غذایی را تا سال ۲۰۲۷ نیز ادامه دهد.
صنعت کشتیرانی؛ وقتی بیمه از کار میافتد
تفاوت اصلی این بحران با بحرانهای مشابه را باید در فروپاشی بازار بیمه جست. در بحران دریای سرخ، حق بیمهها افزایش یافت، اما پوشش بیمهای در دسترس ماند و کشتیرانی با هزینه بیشتر ادامه پیدا کرد. در تنگه هرمز، اما در عرض دو روز از آغاز بحران، هفت عضو از دوازده عضو گروه بینالمللی باشگاههای حفاظت و غرامت، پوشش بیمه جنگی برای تردد در خلیج فارس را لغو کردند. بدون این پوشش، کشتیهای بازرگانی عملاً نمیتوانند در بنادر بزرگ جهان پهلو بگیرند. بیش از ۶۰۰ شناور از جمله ۳۲۵ نفتکش همچنان در خلیج فارس گرفتار ماندهاند. محاصره آمریکا این گره را پیچیدهتر کرده است؛ کشتیهایی که میخواهند از تنگه خارج شوند اکنون علاوه بر ریسک بسته بودن تنگه هرمز، با احتمال توقیف توسط نیروی دریایی آمریکا نیز روبهرو هستند. نیلز هاوپت از هاپاگ لوید پیشتر گفته بود که حتی پس از پایان جنگ، بازگشت به حالت عادی دستکم شش هفته طول خواهد کشید. با این تحولات، آن برآورد اکنون بیش از پیش خوشبینانه به نظر میرسد. موضوع عوارض عبور از تنگه نیز همچنان بر پیچیدگیها میافزاید. مسئولان منطقهای اعلام کردهاند که ایران و عمان قصد دارند از کشتیهای عبوری عوارض دریافت کنند. اگر این رویه پس از توافق نهایی نیز ادامه یابد، ساختار هزینهای کشتیرانی بینالمللی را برای بلندمدت تغییر خواهد داد.
شمشیر دولبهای که آمریکا برداشته
محاصره دریایی آمریکا منطق اقتصادی پیچیدهای دارد. گمان آمریکا این است که قطع درآمد ارزی ایران میتواند تهران را به بازگشت به میز مذاکره وادار کند. اما همزمان، این اقدام قیمت نفت را در بازاری که آمریکاییها هماکنون بیش از ۴ دلار برای هر گالن بنزین میپردازند، بالاتر میبرد. نرخ تورم ماه مارس (اسفند-فروردین) آمریکا پیشتر از ۲.۴ به ۳.۳ درصد رسیده بود و این جهش تازه فشار را افزایش میدهد. پارادوکس اصلی آنجاست که آمریکا تا همین اواخر اجازه میداد نفتکشهای ایرانی از تنگه عبور کنند، چون حتی همان جریان محدود نفت ایران به مهار قیمتهای جهانی کمک میکرد. حال با قطع همان جریان، فشار تورمی بیشتری بر اقتصادهای غربی وارد خواهد شد.
چشمانداز؛ هزینهای که همه میپردازند
بانک فدرال دالاس برآورد کرده بود اگر محاصره تنگه تا پایان سهماهه دوم ۲۰۲۶ ادامه یابد، رشد واقعی تولید ناخالص داخلی جهان تا ۲.۹ درصد کاهش خواهد یافت. اگر بسته ماندن به ۹ ماه برسد، قیمت نفت میتواند به ۱۳۲ دلار برسد و تأثیر منفی آن تا پایان ۲۰۲۶ ادامه خواهد داشت. آنچه این بحران را از بحرانهای پیشین جدیتر میکند، همزمانی چند عامل است: فروپاشی بازار بیمه دریایی، گرفتار ماندن صدها کشتی، اختلال در زنجیره تأمین غذا و کود، و اکنون محاصرهای که دو طرف از هر سو تنگه را فشردهاند. هر روز تأخیر در رسیدن به توافق، هزینهای است که مصرفکنندگان در سراسر جهان از توکیو تا لندن و از دهلی تا فرانکفورت آن را در پمپ بنزین، قبض برق و قفسههای فروشگاه میپردازند.
وحید باسره روزنامهنگار حوزه حمل و نقل
بلاگ خبری مکران آریا دریا








