به گزارش خبرگزاری مهر، تسنیم نوشت: در جنگهای مدرن، فضای مجازی به عنوان «میدان نبرد پنجم» شناخته میشود. در چنین شرایطی، تصمیمگیری درباره نحوه مدیریت شبکههای ارتباطی، به ویژه قطع یا عدم قطع اینترنت بینالملل، از حساسیت راهبردی بالایی برخوردار است.
از یک سو، کارشناسان پدافند غیرعامل بر مزایای قطع موقت دسترسی جهانی برای حفظ زیرساختهای حیاتی تأکید دارند و از سوی دیگر، فعالان حوزه دیجیتال با اشاره به ضعفهای ساختاری شبکه ملی اطلاعات، خواستار بازنگری در مأموریتهای وزارت ارتباطات هستند.
تفاوتهای بنیادین اینترنت داخلی و اینترنت بینالملل
تفاوت این دو شبکه، فراتر از پیشوند «داخلی» یا «خارجی» است و در معماری، مسیریابی، ذخیرهسازی و مدیریت دادهها ریشه دارد.
۱. معماری مسیریابی (Routing) و گرههای تبادل ترافیک
اینترنت داخلی: دادهها از طریق مراکز تبادل ترافیک داخلی (IXP) منتقل میشوند. اگر کاربری در ایران سایتی با سرور مستقر در تهران را باز کند، درخواست او از طریق کابلهای فیبر نوری داخلی به مرکز تبادل ترافیک رفته و مستقیماً به سرور مقصد میرسد. این مسیر کوتاه است و نیازی به عبور از مرزها ندارد.
اینترنت بینالملل: درخواست کاربر باید از درگاههای خروجی کشور (گیتویهای بینالمللی زیرساخت) عبور کند، وارد شبکههای زیردریایی یا زمینی جهانی شود و از طریق ارائهدهندگان سطح یک (Tier ۱) جهانی به سروری در کشوری دیگر (مثلاً آمریکا یا آلمان) برسد و سپس همان مسیر را بازگردد.
۲. محل میزبانی و ذخیرهسازی دادهها (Data Residency)
اینترنت داخلی: پایگاههای داده (دیتاسنترها) در داخل خاک کشور قرار دارند. کنترل فیزیکی و منطقی سرورها در اختیار نهادها و شرکتهای داخلی است.
اینترنت بینالملل: دادهها در دیتاسنترهای پراکنده در سراسر جهان ذخیره میشوند. دسترسی فیزیکی به این سرورها وجود ندارد و تابع قوانین کشورهای میزبان هستند.
۳. وابستگی به سیستم نام دامنه (DNS) جهانی
اینترنت داخلی: میتواند با استفاده از سرورهای DNS بومی کار کند. حتی اگر ارتباط با سرورهای ریشه (Root Servers) جهانی قطع شود، سامانههای داخلی همچنان میتوانند دامنههای ملی (مثل .ir) را ترجمه و پیدا کنند.
اینترنت بینالملل: وابستگی کامل به ساختار جهانی ICANN و سرورهای توزیعشده بینالمللی دارد.
۴. پایداری و تأخیر (Latency):
به دلیل مسافت فیزیکی بسیار کوتاهتر در اینترنت داخلی، تأخیر یا پینگ (Ping) بسیار پایین است (معمولاً زیر ۲۰ میلیثانیه). در اینترنت بینالملل، مسافت طولانی و عبور از روترهای متعدد باعث افزایش تأخیر میشود.
قطع اینترنت بینالملل در شرایط جنگی
در ادبیات نظامی و پدافند سایبری (پدافند غیرعامل)، قطع موقت دسترسی به اینترنت بینالملل و تکیه بر شبکه ملی اطلاعات، مزایای دفاعی و استراتژیک متعددی دارد که در ذیل به طور کامل بررسی میشود:
۱. ایجاد سپر دفاعی سایبری (National Air-Gapping):
در جنگهای مدرن، پیش از شلیک اولین موشک، زیرساختهای حیاتی کشور هدف (برق، آب، پالایشگاهها، سیستم بانکی و ارتباطات راداری) مورد حملات سایبری سنگین (مانند بدافزار استاکسنت یا حملات محرومسازی از سرویس DDoS) قرار میگیرند.
با قطع درگاههای بینالمللی، ارتباط شبکههای داخلی با فضای خارج کاملاً مسدود میشود. هکرهای دولتی متخاصم، مسیر ارتباطی (پورتهای ورودی) برای نفوذ به سامانههای کنترل صنعتی (SCADA) یا فلج کردن سرورهای حیاتی را از دست میدهند. این کار عملاً زیرساختهای کشور را از تیررس مستقیم سایبری دشمن خارج میکند.
۲. خنثیسازی بدافزارها و شبکههای نفوذی موجود (C۲ Servers):
ممکن است از سالها قبل، بدافزارهای خفتهای در سیستمهای زیرساختی کشور نفوذ کرده باشند که منتظر دستور از سوی سرورهای فرماندهی و کنترل (Command and Control) در خارج از کشور هستند تا در زمان جنگ فعال شوند. با قطع ارتباط جهانی، این بدافزارها نمیتوانند دستورات جدید را از سرورهای خارجی دریافت کنند یا اطلاعات جمعآوری شده را به خارج ارسال کنند. در نتیجه، بخش بزرگی از توان عملیاتی بدافزارهای دشمن فلج میشود.
۳. حفظ پایداری سیستمهای حیاتی ملی:
در زمان جنگ، دشمن ممکن است کابلهای زیردریایی اینترنت یا ایستگاههای زمینی ارتباطات بینالمللی را به صورت فیزیکی بمباران کند. اگر کشور به اینترنت جهانی وابسته باشد، با این حمله کل سیستم بانکی، توزیع سوخت و ارتباطات بیمارستانی فرو میپاشد. اما با وجود شبکه ملی اطلاعات مستقل، حتی در صورت انهدام کامل درگاههای بینالمللی، شبکههای حیاتی داخلی (مثل شبکه شتاب بانکی، سامانههای توزیع دارو و سوخت، و ارتباطات نیروهای امدادی) بدون هیچ وقفهای به کار خود ادامه میدهند.
۴. مدیریت فضای اطلاعاتی و مقابله با جنگ روانی (PsyOps):
جنگهای شناختی و روانی، بخش جداییناپذیر جنگهای نظامی هستند. دشمن سعی میکند با انتشار اخبار جعلی، ایجاد رعب و وحشت و شایعهپراکنی در شبکههای اجتماعی بینالمللی، جبهه داخلی را دچار فروپاشی روانی کند.
مسدود کردن پلتفرمهای خارجی در زمان جنگ، ابزار اصلی دشمن برای عملیات روانی مستقیم روی شهروندان را از کار میاندازد و به حاکمیت اجازه میدهد جریان اخبار و اطلاعات حیاتی را مدیریت کند تا از وحشت عمومی و هرجومرج جلوگیری شود.
۵. جلوگیری از جمعآوری اطلاعات منبعباز (OSINT) و ردیابی مکانی:
اپلیکیشنهای بینالمللی (مانند نقشهها، پیامرسانها و شبکههای اجتماعی) به طور پیوسته دادههای مکانی (GPS) و رفتاری کاربران را جمعآوری میکنند. در زمان جنگ، سرویسهای اطلاعاتی دشمن میتوانند از این کلاندادهها (Big Data) برای تحلیل تحرکات جمعیتی، مکانیابی نیروهای نظامی یا ارزیابی میزان تخریب بمبارانها استفاده کنند.
قطع ارتباط این سرویسها، جریان عظیم نشت اطلاعات ناخواسته توسط شهروندان به سرورهای خارجی را متوقف میکند و دید اطلاعاتی دشمن را به شدت کاهش میدهد.
۶. آزادسازی و تخصیص پهنای باند به عملیاتهای حیاتی:
در شرایط بحران، ترافیک شبکههای ارتباطی به دلیل تماسهای مکرر شهروندان با یکدیگر و جستجوی اخبار به شدت بالا میرود که میتواند باعث اختلال در شبکه شود. با حذف ترافیک مصرفی سرگرمی و شبکههای اجتماعی بینالمللی، کل ظرفیت پهنای باند و پردازش زیرساخت کشور در اختیار ارتباطات ضروری (مانند سامانههای دفاعی، امدادی، بیمارستانی و دولتی) قرار میگیرد و از فروپاشی شبکه به دلیل بار اضافی (Overload) جلوگیری میشود.
باید شرایطی ایجاد کرد که نیاز به قطع اینترنت نباشد
علی محمدپور؛ دبیر انجمن ناشران دیجیتال و هیئت مدیره اتحادیه تولید و نشر محتوا در فضای مجازی در گفتگو با تسنیم با اشاره به شرایط اخیر گفت: این روزها جنگ ناجوانمردانه دشمن علیه ایران و مقاومت مدافعان کشور، تیتر اول رسانههای جهان شده و دشمن از همه روشهای رسانهای، سایبری و فناورانه برای ضربه زدن استفاده میکند.
وی افزود: بنا به ضرورت و تصمیم شورای عالی امنیت ملی، از روز اول جنگ اینترنت کشور قطع شده و این طولانیترین قطعی اینترنتی است که تاکنون تجربه کردهایم. کسبوکارها به چالش خوردهاند، برخی پلتفرمها کمکم وصل شدهاند، اما کسبوکارهایی که روی شبکههای اجتماعی مثل اینستاگرام فعالیت میکردند عملاً تعطیل شدهاند و بسیاری از شاغلان این فضا در بلاتکلیفی به سر میبرند.
محمدپور سپس این سؤال اساسی را مطرح کرد که «آیا واقعاً چارهای جز این نبود؟»
وی تأکید کرد که اگر زیرساختهای دیجیتال کشور در سالهای گذشته درست شکل گرفته بود، اگر استقلال زیرساختی در لایه سختافزار شبکه محقق شده بود، اگر پلتفرمهای داخلی واقعی و قابلاعتماد به ویژه در لایه شبکه اجتماعی داشتیم و اگر معماری شبکه کشور بر اساس شبکه ملی اطلاعات طوری طراحی شده بود که در شرایط بحرانی بتوان مسیرهای امن و کنترلشده ایجاد کرد، آن وقت در شرایط جنگی هم نیازی به قطع کامل اینترنت نبود.
به گفته وی، میشد ترافیک را مدیریت کرد بدون اینکه میلیونها نفر از معیشت محروم شوند و میشد امنیت زیرساختها را تضمین کرد بدون نگرانی از روز سیاه شبکه و نابودی زیرساختها.
این فعال حوزه نشر دیجیتال، متولی اصلی این کار را وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات دانست و تصریح کرد: این وزارتخانه در طول سالهای گذشته، به جای تمرکز بر مأموریت اصلی خود – یعنی تأمین زیرساخت، امنیت شبکه، ایجاد مسیرهای جایگزین برای شرایط اضطراری و توسعه شبکه ملی اطلاعات – علاقه عجیبی به ورود به حوزههایی داشته که اصلاً در قلمرو اختیارش نیست.
وی مداخله در حوزههای صنفی کسبوکارهای مجازی، اظهارنظر درباره محتوا و کسبوکارهای اینستاگرامی و حتی برگزاری نمایشگاههایی که تشکلهای تخصصی همان حوزهها با آن مخالف بودند را نمونههایی مستندی دانست که نشان میدهد وزارت ارتباطات ترجیح داده با کفش دیگران راه برود.
محمدپور با انتقاد از وضعیت کنونی افزود: حالا در بحبوحه بحران اینترنت، همین وزارتخانه خود را مدافع باز شدن اینترنت معرفی میکند. او یادآور شد که مجوز بستههای اینترنتی «اینترنت پرو» را با قیمت سقف قانونی (هر گیگ ۴۰ هزار تومان) تصویب و اجرا میکنند، اما از طرف دیگر با آن مخالفت هم میکنند.
به گفته وی، همه دوست دارند قهرمان باشند، ولی قهرمان واقعی کسی است که وظیفه خود را به موقع انجام داده باشد، کارهایش را بپذیرد و شرایطی ایجاد کرده باشد که اصلاً نیازی به قطع اینترنت نباشد.
دبیر انجمن ناشران دیجیتال در ادامه به اظهارات وزیر ارتباطات اشاره کرد که گفته بود حدود ۱۰ میلیون نفر به طور مستقیم در فعالیتهایی شاغلاند که به ارتباط پایدار دیجیتال وابسته است و تداوم وضعیت فعلی تهدیدی مستقیم برای معیشت آنان است.
محمدپور این نکته را درست خواند، اما پرسید: چرا این بحران از اول شکل گرفت؟ چرا وقتی شرایط جنگی پیش آمد، هیچ ساختار آمادهای برای مدیریت هوشمند شبکه وجود نداشت؟
او پاسخ خود را اینگونه توضیح داد: پاسخ ساده است، چون سالها وقت و بودجه و ظرفیت مدیریتی صرف حوزههایی شد که ربطی به مأموریت ذاتی این وزارتخانه نداشت و سالها مأموریت اصلی زمین ماند تا اینکه در چنین وضعیتهایی شبکه به چالش خورد.
محمدپور تأکید کرد: وضعیت شبکه ملی اطلاعات چه در لایه شبکه، چه در لایه سرویسهای پایه و چه در حوزه استقلال سختافزاری از تجهیزات آمریکایی و اسرائیلی به وضوح نشان میدهد که بازنگری در مأموریتها و نظارت بر مسئولیتها ضرورت دارد.
وی در پایان گفت: امروز کسبوکارهایی که سالها روی بستر دیجیتال سرمایهگذاری کردند قفل شدهاند، زنجیرهای از بیکاری شکل گرفته که با هر توقف حلقههای بیشتری به آن اضافه میشود، اما کسی که باید پاسخگو باشد مشغول توضیح دادن است که مدافع کسبوکارهای اینستاگرامی است.
به گفته محمدپور، بهتر بود آن تلاش، پیش از جنگ، صرف ساختن زیرساختی میشد که در شرایط جنگی هم نیازی به قطع کامل اینترنت نباشد.
در پایان، با تأمل در مباحث فنی و راهبردی ارائهشده، میتوان به این نتیجه منطقی رسید که قطع اینترنت بینالملل در شرایط خاص جنگی، نه تنها یک اقدام واکنشی، بلکه یک ضرورت دفاعی هوشمندانه محسوب میشود.
مزایایی همچون ایجاد سپر سایبری در مقابل حملات پیشدستانه دشمن، خنثیسازی بدافزارهای خفته متکی بر سرورهای فرماندهی خارجی، حفظ پایداری زیرساختهای حیاتی مانند شبکه بانکی و انرژی در برابر بمباران فیزیکی یا سایبری، و جلوگیری از جنگ روانی گسترده از طریق پلتفرمهای جهانی، همگی نشان میدهند که در شرایط جنگی، بقای ملی و امنیت عمومی بر هر ملاحظه دیگری اولویت دارد.
شبکه ملی اطلاعات میتواند در چنین وضعیتی، به عنوان یک «جزیره امن» عمل کند که بدون وابستگی به گیتویهای بینالمللی آسیبپذیر، ارتباطات ضروری و خدمات پایه را پابرجا نگه دارد.
با این حال، نکته حائز اهمیت آن است که این مزایای استراتژیک، به هیچ وجه به معنای توجیه ضعفهای ساختاری موجود یا نادیده گرفتن هزینههای اقتصادی و اجتماعی قطعی طولانیمدت نیست.
آنچه از بررسیهای فنی و نیز نقدهای مطرح شده توسط فعالان حوزه دیجیتال برمیآید، این است که قطع اینترنت بینالملل زمانی کارآمد و کمهزینه خواهد بود که شبکه ملی اطلاعات از بلوغ فنی، استقلال سختافزاری، پلتفرمهای داخلی قابل اعتماد و ظرفیت مدیریت هوشمند ترافیک برخوردار باشد.
در غیاب چنین زیرساختهایی، قطع اینترنت هرچند ضروری، به ابزاری خام و پرهزینه تبدیل میشود. بنابراین، رویکرد خردمندانه آن است که ضمن پذیرش کاربرد دفاعی قطع اینترنت در لحظات بحرانی، تمام توان خود را برای تکمیل و تقویت شبکه ملی اطلاعات به کار بست، تا در آینده بتوان بدون قطع کامل و صرفاً با مدیریت هوشمند، هم امنیت را تأمین کرد و هم معیشت دیجیتال شهروندان را حفظ کرد.
بلاگ خبری مکران آریا دریا








