به گزارش گروه بینالملل مانا به نقل از لویدزلیست، تحلیلگران هشدار میدهند که در صورت تداوم تنشها، این بحران میتواند بهتدریج بر جریان تجارت جهانی اثرگذار باشد.
شاخصهای اصلی بازار کانتینری همچنان در محدودهای متعادل قرار دارند. در مسیر ترنسپاسیفیک، نرخهای لحظهای افزایش یافته، اما هنوز به سطوح بالا نرسیدهاند. شاخص SCFI برای مسیر شانگهای به ساحل غربی آمریکا به ۲،۵۵۲ دلار به ازای هر FEU رسیده که نسبت به هفته گذشته ۸ درصد رشد داشته است. در بخش تقاضا، واردات آمریکا در ماه مارس به ۲.۳۵ میلیون TEU رسید که تقریباً همسطح مدت مشابه سال گذشته است و بهعنوان چهارمین رکورد برتر این ماه ثبت شده؛ نشانهای از ثبات نسبی در تقاضای مصرفی است. در مسیر آسیا- اروپا نرخها پس از تعطیلات سال نو چینی افزایش یافتند، اما در اواسط ماه مارس به اوج رسیدند و از آن زمان با کاهش جزئی مواجه شدهاند. در مجموع، بازار کانتینری فعلاً در وضعیت «انتظار» قرار دارد. برخلاف بازار نفتکشها که به سرعت به ریسکهای ژئوپلیتیکی واکنش نشان میدهد، بخش کانتینری معمولاً با تأخیر تحت تأثیر قرار میگیرد—بهویژه زمانی که این ریسکها هنوز به کاهش واقعی تجارت یا مصرف منجر نشدهاند.
تحلیلگران تأکید میکنند که در صورت تشدید بحران یا اختلال پایدار در مسیرهای انرژی، افزایش هزینههای سوخت، بیمه و ریسک عملیاتی میتواند در ماههای آینده تقاضای حمل کانتینری را تحت فشار قرار دهد؛ اما در شرایط فعلی، بازار همچنان باثبات باقی مانده است. در کنار این تحولات، بحث درباره احتمال دریافت عوارض عبور از تنگه هرمز از نیز مطرح شده است. از نظر تئوریک، ایران ممکن است بتواند برای عبور کشتیها از آبهای سرزمینی خود هزینه دریافت کند؛ طرحی که در صورت اجرا میتواند درآمدی تا ۱۰۰ میلیارد دلار در سال ایجاد کند.
با این حال، اجرای چنین مکانیسمی با عدمقطعیتهای حقوقی و عملیاتی قابلتوجهی روبهرو است. علاوه بر این، مالکان کشتی ممکن است تحت فشار چارترها برای ادامه تردد از این مسیر حیاتی قرار گیرند؛ حتی در شرایط افزایش ریسک و هزینه.
تحلیلگران معتقدند بحران تنگه هرمز تنها یک شوک مقطعی نیست، بلکه بخشی از روندی عمیقتر در بازآرایی تجارت جهانی است. ترکیب جنگها، تنشهای ژئوپلیتیکی، تعرفهها و چالشهای سیاستگذاری اقلیمی، مسیرهای سنتی حملونقل دریایی را بهطور بنیادین تغییر داده است. در این میان، آسیا سریعتر از سایر مناطق در حال تطبیق با این شرایط جدید است، اما حتی این انعطافپذیری نیز قادر به حذف ریسکهای ساختاری نیست.
کارشناسان تأکید میکنند که صنعت کشتیرانی وارد دورهای شده که در آن بیثباتی به یک وضعیت دائمی تبدیل شده است. در چنین فضایی، دیگر هدف صرفاً عبور از بحران نیست، بلکه سازگاری با جهانی است که بحران در آن به حالت عادی بدل شده است. از بازگشت احتمالی نفت ایران به بازار گرفته تا ایده دریافت عوارض از هرمز، مجموعهای از تحولات جدید در حال شکلدهی به چشمانداز بازار انرژی و کشتیرانی است؛ بازاری که بیش از هر زمان دیگری به تصمیمات سیاسی و ریسکهای ژئوپلیتیکی وابسته شده است.
بلاگ خبری مکران آریا دریا








