اختصاصی مانا- امکانپذیر شدن این سفر در نتیجه ذوب فصلی یخهای قطب شمال و در بستری انجام شد که مسکو سالهاست برای آن سرمایهگذاری کرده است. قطب شمال در طول چهار دهه گذشته حدود چهار برابر سریعتر از میانگین جهانی گرم شده است که منجر به کاهش چشمگیر یخ دریا و ایجاد پنجرههای فصلی برای کشتیرانی تجاری شده است.
مسیر دریای شمال که در امتداد سواحل شمالی روسیه قرار دارد، به دلیل شرایط اقلیمی همچنان ماهیتی فصلی دارد، اما در سالهای اخیر بهتدریج وارد چرخه بهرهبرداری تجاری شده است. فعال شدن این گذرگاه بیانگر آن است که قطب شمال که تا همین اواخر فضایی حاشیهای و کمکاربرد تلقی میشد، اکنون در حال ورود به مدار تحولات تجاری و استراتژیک جهان است.
مسیر دریای شمال (NSR) که با نام گذرگاه شمال شرقی نیز شناخته میشود، یک مسیر کشتیرانی در امتداد ساحل شمالی روسیه است که اقیانوس اطلس را به اقیانوس آرام متصل میکند. این کوتاهترین مسیر بین اوراسیای غربی و منطقه آسیا-اقیانوسیه است. بیشتر این مسیر در آبهای قطب شمال قرار دارد و برخی از قسمتها تنها دو ماه در سال بدون یخ هستند. مسیر دریای شمال که از تنگه “کارا” آغاز شده و در تنگه “برینگ” به پایان میرسد، یک کریدور استراتژیک برای روسیه به ویژه برای انتقال نفت و منابع معدنی از قطب شمال است و سرمایهگذاریها در زیرساختها و توسعه برای جذب ترافیک دریایی بینالمللی در حال انجام است.
عبور ایمن از این مسیر معمولاً مستلزم استفاده از کشتیهای دارای کلاس یخی و در بسیاری موارد همراهی یخشکنهاست. از همین رو مسیر دریای شمال بدون نقشآفرینی روسیه قابل تصور نیست. کنترل زیرساختهای بندری، ناوگان یخشکنها و چارچوب عملیاتی این گذرگاه در اختیار مسکو قرار دارد و همین امر تداوم تردد تجاری در این مسیر را به ظرفیتها و تصمیمات روسیه وابسته میسازد.
روسیه مسیر دریای شمال را بهعنوان یکی از مهمترین داراییهای استراتژیک خود در قرن بیستویکم تعریف کرده و با سرمایهگذاریهای چند میلیارد دلاری میکوشد این مسیر را به یک کریدور تجاری عملیاتی میان اروپا و آسیا تبدیل کند. همزمان تشدید اختلالات در تجارت جهانی از ناامنیهای دریای سرخ گرفته تا فشارهای فزاینده بر گلوگاههای سنتی بر جذابیت مسیرهای جایگزین افزوده و توجه بیشتری را به گذرگاههای قطبی معطوف کرده است.
مسیر دریای شمال بهتدریج از یک پدیده صرفاً اقلیمی-لجستیکی فراتر رفته و در چارچوب استراتژی کلان روسیه، به ابزاری برای قدرتسازی تبدیل شده است که هم در معماری اقتصادی این کشور و هم در بازتعریف جایگاه آن در معادلات قدرت جهانی ایفای نقش دارد.
– مسیر دریای شمال در معماری اقتصادی روسیه: قطب شمال برای روسیه صرفاً یک مسیر عبوری نیست، بلکه بخشی از زیرساخت رشد بلندمدت این کشور بهشمار میرود. بر اساس برآوردهای مطرحشده در مطالعات Arctic Economic Council، ارزش مبادلات سالانهای که میتواند از مسیرهای قطبی عبور کند تا حدود سال ۲۰۴۰ به رقمی در حدود ۷۰۰ میلیارد دلار خواهد رسید. این جریان تجاری تنها به کالاهای مصرفی محدود نمیشود، بلکه طیفی از مواد معدنی استراتژیک، هیدروکربنها، غلات و در آینده نزدیک حتی حاملهای نوین انرژی نظیر هیدروژن و آمونیاک سبز را در بر میگیرد که نقشی محوری در گذار انرژی جهانی خواهند داشت.
علاوه بر آن روسیه با کنترل آبهای شمالی دسترسی به ذخایر عظیم نفت و گاز قطبی را در اولویت قرار داده است. توسعه نفت و گاز در سیبری غربی در شبه جزیره یامال و در مجتمع صنعتی نوریلسک، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان فلز جهان، باعث افزایش ترافیک دریایی در دریای بارنتس و در امتداد مسیر دریای شمال شده است. در این چارچوب، هیچ کشوری به اندازه روسیه از برتری عملیاتی در قطب شمال برخوردار نیست. برخورداری از تنها ناوگان فعال یخشکنهای هستهای جهان، به مسکو امکان داده است تا یخ را از یک مانع طبیعی غیرقابلپیشبینی به متغیری قابل مدیریت تبدیل کند. این شناورها با استقلال عملیاتی بالا قادرند برای ماهها در شرایط دمایی بسیار پایین فعالیت کرده و کاروانهای تجاری را در آبهای کاملاً یخزده اسکورت کنند که پیشنیاز اصلی هر مسیر تجاری پایدار در قطب شمال محسوب میشود. کشتیهای حمل الانجی، تانکرها و کشتیهای فلهبر که بسیاری از آنها کشتیهای کلاس یخ هستند و در زمستان توسط یخشکنها اسکورت میشوند در امتداد مسیردریای شمالی و دریای بارنتز هم به سمت غرب به سوی اروپا و هم به سمت شرق به سوی بازارهای اقیانوس آرام در حرکت هستند.
در کنار ناوگان یخشکنها، روسیه سرمایهگذاری گستردهای در بنادر قطب شمال انجام داده است که در دریای بارنتس، دریای کارا و دیگر نقاط ساحلی شمال به زیرساختهایی مجهز شدهاند که توان فعالیت در تمام طول سال و پذیرش کشتیهای بزرگ را دارند. این بنادر بهعنوان گرههای لجستیکی انتقال گاز طبیعی مایع، نفت، مواد معدنی و محمولههای صنعتی عمل میکنند و نقش پیونددهنده قطب شمال با زنجیرههای تأمین جهانی را بر عهده دارند.
-مسیر دریای شمال در معادلات قدرت جهانی: در اسناد استراتژیک روسیه، دریاهای قطب شمال، مسیر دریای شمال و فلات قاره بهعنوان اولویتهای کلیدی ملی معرفی شدهاند که برای اقتصاد و امنیت کشور اهمیت بنیادین دارند. در سالهای اخیر روسیه موقعیت نظامی خود را در قطب شمال بهطور محسوسی تقویت کرده و با ایجاد و بازسازی پایگاههای نظامی حضور خود را تثبیت کرده است. پیوستن کشتیهای جنگی جدید با قابلیت یخنوردی به ناوگان زیردریایی هستهای و توسعه تنها ناوگان یخشکن هستهای جهان، در کنار پرتاب ماهوارهها برای پشتیبانی از ناوبری در تمام فصول بیانگر نگاه استراتژیک مسکو به این منطقه است.
در همین چارچوب مسکو مسیر دریای شمال را بخشی از زیرساختهای حملونقل ملی خود تلقی میکند و در پی اعمال کنترل بر دسترسی کشتیهای خارجی است که با افزایش قابلیت کشتیرانی این مسیر در سالهای آینده، بیش از پیش بحثبرانگیز خواهد شد. منتقدان این سیاست را در تعارض با اصول کنوانسیون حقوق دریاهای سازمان ملل (UNCLOS) میدانند، در حالی که مقامات روسی استدلال میکنند که شرایط خاص جغرافیایی و اقلیمی قطب شمال، شمول کامل این مقررات را با تردید مواجه میسازد.
با ادعای مالکیت بر بخشهای گستردهای از منطقه دریایی قطب شمال، دامنه درگیریهای بالقوه آینده بهطور قابل توجهی افزایش مییابد. انتظار میرود با تشدید رقابت برای تسلط در این منطقه، کشورهای عضو ناتو حضور و قابلیتهای خود را در قطب شمال تقویت کنند و نهادهای بینالمللی از جمله دیوان بینالمللی دادگستری درباره رژیم حقوقی اعمالشده توسط روسیه در مسیر دریای شمال شفافسازی بیشتری مطالبه کنند. در این میان منافع کشورهای تجاری غیرقطبی و اتحادیه اروپا که تمایل دارند اقیانوس منجمد شمالی را بخشی از “میراث مشترک بشریت” تلقی کنند، بهطور فزایندهای با رویکرد حاکمیتی روسیه در تعارض قرار میگیرد.
-آینده مسیر دریای شمال برای روسیه: ظهور خطوط دریایی جدید همواره تأثیر قابلتوجهی بر تعادل قدرت بینالمللی داشته است. چراکه هرجا ناوگانهای تجاری گسترش یافتهاند، حضور نیروی دریایی نیز بهسرعت تقویت شده است. از این منظر بنادر مسیر دریای شمال در سالهای آینده میتوانند بهطور فزایندهای به ابزار نمایش قدرت دریایی روسیه چه در قطب شمال و چه فراتر از آن تبدیل شوند. چنین ظرفیتی به مسکو امکان میدهد ادعاهای خود بر منابع قطب شمال را عملیاتی کند و موازنه را به زیان بازیگران منطقهای با توان دریایی محدودتر از جمله کانادا، دانمارک و نروژ تغییر دهد.
در همین حال همپوشانی ادعاهای ارضی، ابهامهای حقوقی درباره وضعیت برخی گذرگاهها و پیوند فزاینده میان تجارت، امنیت و منابع، قطب شمال را به یکی از کانونهای بالقوه تنش ژئوپلیتیکی در آینده تبدیل کرده است. با وجود آنکه تجارت کانتینری از طریق قطب شمال هنوز به مقیاس کامل نرسیده، مسیر دریای شمال در امتداد سواحل روسیه دیگر یک کریدور فرضی نیست، بلکه مسیری عملیاتی با افزایش استفاده فصلی، رشد سرمایهگذاری ملی و پیامدهای لجستیکی واقعی بهشمار میرود. با این حال، میزان بهرهبرداری از این آبراه همچنان در معرض آزمون عدمقطعیتهای ژئوپلیتیکی از درگیریها و تعرفههای منطقهای گرفته تا محاسبات اقتصادی شرکتهای کشتیرانی جهانی قرار خواهد داشت.
در مجموع سفر کشتی کانتینری استانبول بریج را نمیتوان صرفاً یک رویداد لجستیکی یا یک آزمایش فصلی در کشتیرانی قطبی تلقی کرد. این عبور نشانهای عینی از تغییری عمیقتر در جغرافیای قدرت و تجارت جهانی است که در آن ذوب یخهای قطب شمال، زیرساختهای انباشتهشده روسیه و تشدید نااطمینانی در مسیرهای سنتی، به هم گره خوردهاند. مسیر دریای شمال دیگر یک کریدور فرضی یا حاشیهای نیست، بلکه بهتدریج در حال تبدیل شدن به یک مسیر عملیاتی با پیامدهای واقعی برای زنجیرههای تأمین، بازار انرژی و موازنه قدرت دریایی اسا.
برای روسیه این مسیر ابزاری برای پیوند دادن مزیتهای جغرافیایی با توان فناورانه و نفوذ ژئوپلیتیکی به شمار میرود که هم امکان بهرهبرداری اقتصادی از منابع قطبی را فراهم میکند و هم به مسکو اجازه میدهد نقش تنظیمگر در یکی از حساسترین گذرگاههای نوظهور جهان را ایفا کند.
در عین حال آینده مسیر دریای شمال همچنان به مجموعهای از متغیرهای اقلیمی، حقوقی، زیستمحیطی و ژئوپلیتیکی وابسته است و مسیر تکامل آن الزاماً خطی و بدون چالش نخواهد بود. با این حال، آنچه واضح مینماید، این است که قطب شمال دیگر در حاشیه نظم جهانی قرار ندارد و مسیر دریای شمال بهعنوان یکی از جلوههای عینی این دگرگونی در سالهای پیشرو نقشی تعیینکننده در بازترسیم نقشه قدرت در نظام بینالملل ایفا خواهد کرد.
شهره پولاب- دکتری جغرافیای سیاسی و پژوهشگر روابط بینالملل
بلاگ خبری مکران آریا دریا








