بحران» به یک «مدیر گلوگاه» تغییر یافته است. اشراف جغرافیایی ایران بر تنگه، در کنار توانایی مدیریت تردد و تنظیم جریان عبور، این امکان را فراهم کرده که کشور نه تنها در برابر فشارها مقاومت کند، بلکه به طور فعال در شکل دهی به معادلات جدید نقش آفرینی کند.
تین نیوز |
بحران» به یک «مدیر گلوگاه» تغییر یافته است. اشراف جغرافیایی ایران بر تنگه، در کنار توانایی مدیریت تردد و تنظیم جریان عبور، این امکان را فراهم کرده که کشور نه تنها در برابر فشارها مقاومت کند، بلکه به طور فعال در شکل دهی به معادلات جدید نقش آفرینی کند.
توان تفکیک تردد، ایجاد محدودیت هدفمند و در عین حال حفظ جریان برای شرکای اقتصادی، ابزاری است که وزن کشورمان را در سطحی فراتر از یک بازیگر منطقه ای قرار داده است.
در مقابل نشانه هایی از سردرگمی و محدودیت در میان برخی بازیگران فرامنطقه ای نیز قابل مشاهده است. ایالات متحده، با وجود حضور نظامی در منطقه، در عمل با این واقعیت مواجه شده که کنترل یک آبراه حیاتی، صرفاً با ابزار نظامی ممکن نیست و به درک عمیق از سازوکارهای لجستیکی نیاز دارد.
از سوی دیگر اظهاراتی مانند آنچه از سوی نتانیاهو مطرح شده، بیش از آنکه راهکار عملی ارائه دهد بیانگر تلاش برای مدیریت افکار عمومی در شرایطی است که گزینه های واقعی محدود شده اند. این وضعیت را می توان به نوعی استیصال در برابر پیچیدگی های یک سیستم چندلایه تعبیر کرد.
در جمع بندی، تحولات اخیر نشان می دهد که تنگه هرمز از یک گلوگاه جغرافیایی فراتر رفته و به یک دارایی راهبردی در سطح اقتصاد جهانی تبدیل شده است. در این میان ایران با قرار گرفتن در موقعیت مدیریت این دارایی، توانسته است نقش خود را از یک بازیگر حاشیه ای به یک متغیر تعیین کننده ارتقا دهد. این واقعیت نه صرفاً در سطح تحلیل های سیاسی، بلکه در رفتار بازار، واکنش بازیگران اقتصادی و تغییر معادلات لجستیکی به وضوح قابل مشاهده است.
به عبارت دیگر اگر تا پیش از این، پرسش اصلی این بود که «هرمز چقدر مهم است»، اکنون پرسش کلیدی تر این است که:
چه کسی این گلوگاه را مدیریت می کندو این مدیریت چگونه می تواند معادلات اقتصاد جهانی را بازتعریف کند؟
بلاگ خبری مکران آریا دریا








